الشيخ البهائي العاملي

مقدمه 5

كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهاء الدين محمد العاملي ( فارسى )

ور مزعفر نبودت با قند و مشك * خوش بود دوغ و پياز و نان خشك * * * ور نباشد شانه‌اى از بهر ريش * شانه بتوان كرد با انگشت خويش از اسامى مختلفى كه بمثنويات نان و حلوا - نان و پنير - شير و شكر داده نام گذارى آنها بمقتضاى حال و تناسب مقال بوده است مثلا مقصودش از نان و حلوا شيرينى آن است كه بحلاوت دنيا تشبيه كرده ! لقمه گلوگير شيرينى است كه ظاهرش كام را شيرين مىكند ولى باطنش زهرى تلخست . . . مثنوى شير و شكر « 1 » را كه وزن مخصوصى دارد و بنا بمقدمه آن به وزن ( خبب ) و از اوزان خاصه عرب است بتقطيع ( مفعول و فعول و مفاعلين ) : يا مدعيا لطريقتهم * قوم فطريقك معوج « 2 » و شايد شيخ بهائى اول كسى باشد كه در اين وزن شعر فارسى ساخته و از قرار معلوم اين وزن آهنگ مخصوصى دارد كه در مقامات موسيقى به ( حزين ) معروف است چون در پايان اين مثنوى ميگويد : آن را برخوان بنواى حزين * وز قلهء عرش بشنو تحسين

--> ( 1 ) در مثنوى شير و شكر در نسخه آقاى فخر الدين نصيرى امينى اضافه بر مطلبى كه در عنوان شير و شكر دارد اين عبارات هم تحرير شده است : اين بحر در فارسى متعارف نيست و ميان شعراى عرب مشهور است و اين بحر را خبب نامند من افادات استادى و من به فى جميع العلوم استنادى افضل المتقدمين اكمل - المتأخرين مجتهد الزمانى المقلب بشيخ بهاء الدين العاملى عاملة التعالى بلطفه الخفى و الجلى . توضيحا اينكه اين نسخه به خط علامه مجلسى اول است كه در حيات خود مصنف كتابت شده است . ( 2 ) اى كسى كه مدعى هستى با راهى كه آنها در پيش گرفته‌اند راست باش چون راه و طريقه تو كج است .